الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
122
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
از اندوه نجاتش داديم و اين چنين مؤمنان را نجات مىدهيم ، خداوند ما را كافى است و خوب وكيلى است ، پس بازگشتند با نعمت و فضلى از جانب خداوند كه هيچ گونه بدى به ايشان نرسيده بود . هر چه خدا خواست ( همان خوب است ) هيچ حول و قوهاى نيست جز به خدا ، هر چه خدا خواهد نه هر چه مردم خواهند ، هر چه خدا خواهد هر چند مردم نپسندند . رب به جاى مربوبين ، و خالق به جاى مخلوقين ، و رازق ( روزى دهنده ) بجاى مرزوقين مرا كافى است ، [ پروردگار عالميان مرا بس است ، كافى است مرا آن كس كه مرا كافى است ] ، كافى است مرا آن كس كه پيوسته مرا كافى بوده است ، كافى است مرا آن كس كه از آغاز پيدايشم مرا كافى بوده است ، كافى است مرا خدا [ ئى ] كه جز او معبودى نيست ، بر او توكل نمودم ، و او صاحب عرش بزرگ است ] . بعد از آن بايد گفت : اللّهمّ اصبح ظلمى مستجيرا بعفوك ، و أصبحت ذنوبى مستجيرة بمغفرتك ، و اصبح خوفى مستجيرا بامانك ، و أصبح فقرى مستجيرا بغناك ، و اصبح ذلّى مستجيرا بعزّك ، و اصبح ضعفى مستجيرا بقوّتك ، و اصبح وجهى الفانى مستجيرا بوجهك الباقى ، يا كائنا قبل كلّ شىء ، و يا كائنا بعد كلّ شىء ، و يا مكوّن كلّ شىء ، صلّ على محمّد و آل محمّد ، و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا ، و ارزقنى من حيث احتسب ، و من حيث لا احتسب . [ خداوندا ظلم و ستم من به عفو تو ، و گناهانم به آمرزش تو ، و ترسم به امان تو ، و فقرم به دارائى تو ، و ذلتم به عزت تو ، و ضعفم به قوت تو ، و وجه فانى من به وجه باقى تو پناه آورده ، اى آنكه پيش از هر چيز بودهاى ، و اى آنكه پس از هر چيز خواهى بود ، و اى پديدآورندهء هر چيز ، بر محمد و آل محمد درود فرست ، و در كارم گشايش و راه گريزى قرار ده ، و مرا از جايى كه گمانم مىرود و از جايى كه گمانم نمىرود روزى بخش ] . بعد از آن بايد كه محاسن خود را به مشت دست راست گرفته ، كف دست چپ را به سوى آسمان بگشائى و هفت نوبت اين دعا را بخوانى : يا ربّ محمّد و آل محمّد ، صلّ على محمّد و آل محمّد ، و عجّل فرج